پایگاه اطلاع رسانی خاروانا:

قسمت بیست وسه:

کوردش (کوردشت):

روستای کوردشت که در افواه «کوردش» تلفظ می شود از روستاهای تاریخی دیزمار می باشد که در ساحل رود ارس و در سه کیلومتری روستای تاریخی «دوزال» قرار گرفته است. از لحاظ اتیمولوژیک نام این روستا در ارتباط با رود «کور» قابل تحلیل است. کور یا «گور» که در ترکی به معنای بزرگ، پر، حجیم می باشد و در واژه های چون کورنج که به معنای گله گوسفند می باشد، نیز وجود دارد، نام یکی از رودهای جمهوری آذربایجان است که به دریای خزر می ریزد. به احتمال قوی «کوردش» از ترکیب اسم «کور» و پسوند «دش» به معنای هم و قرین می باشد بوجود آمده است و به معنای چون کور و یا نزدیک کور و یا همراه کور می باشد. برای اطلاع بیشتر به کتاب اتیمولوژیک زبان ترکی تألیف اسماعیل هادی مراجعه شود. میرزا حمدالله مستوفی در تاریخ نزهه القلوب از آن یاد کرده است. در این روستا آثار تاریخی بسیاری وجود دارد. حصار سنگی به ارتفاع ده متر و به ضخامت  متر دورها دور روستا را فراگرفته و بوسیله دالانی برجهای مراقبتی موجود در دو طرف روستا (شرق و غرب) به هم متصل شده است. روستا دارای دو درب ورودی و خروجی بوده که درب غربی هنوز پابرجاست و لنگه های در مفقود گردیده است. ولی درب شرقی به طور کلی تخریب شد است. شکل و فرم و ساختمان دیوار و قلعه بیشتر شبیه به قلعه نظامی عباس آباد نخجوان است. ولی تاریخ دقیق آن معلوم نیست.

مرحوم نباتی نیز در یکی از اشعار خود به کوردشت اشاره کرده و ظاهراً همسر وی از اهل کوردشت بوده و از اینکه وی وقتی به کوردشت می رفته مدت زیادی در آنجا می مانده است مرحوم نباتی از این امر ناراحت می شده است. ویا اینکه خان قراجه داغ را برای تفریح و سیر و سیاحت به اوشتوبون دعوت کرده است:

     نه خوشلاییب خانیم بیلمم،

     خراب کوردشتی-کوردشتی،

     گل اوشتوبونه تفرج قیل،

     جنت باغی، رشتی-رشتی.

 

آثار تاریخی «کوردشت»

حمام تاریخی

به نوشته حسین دوستی این حمام منسوب به دوره صفوی است وبنا به اسناد تاریخی، نادرشاه افشار در سفر خویش به مغان در کوردشت در حمام یاد شده استحمام کرده است.

حمام در مساحتی به طول 40x60 متر بنا گردیده و دارای دو صحن بزرگ که صحن اول دارای چهار ستون سنگی زیبا و تراشیده و چهار صحن حاشیه ای می باشد. رخت کن حمام دارای طاقهای ضربی آجری با نقش و نگارها و گچ بریهای بسیار زیباست. صحن دوم که محل استحمام بوده با هشت ستون سنگی و چهار سکوی نشیمن بنا شده است. در قسمت شرق حمام حوضهایی مرمرین برای استفاده از آب سردوگرم ساخته شده است. تییان (آتشدان) حمام از جنس مفرغ و آلیاژ آن را هفت جوش ساخته اند. مرحوم عباس میرزا در جنگ ایران و روسیه در کوردشت اوتراق کرده و این حمام را و همچنین به  نوشته شاهزاده نادرمیرزا در کتاب «تاریخ و جغرفیای دارالسلطنه تبریز» قلعات حصار سنگی کوردشت را تعمیر کرده است. هم اکنون دیوار سنگی که به سبک قلعه های نظامی عباس آباد نخجوان با تجهیزات لازم ساخته شده است در معرض تخریب قرار گرفته ولی به همت مسئولین میراث فرهنگی استان آذربایجان شرقی و به اهتمام برخی مسئولین جمهوری اسلامی ایران حمام بخ طور اساسی تعمیر گشته است و محله «آغالیق» نیز که از کاخهای بسیار مستحکم و قدیمی خلفای منصوب از طرف صفویه تشکیل یافته است، جهت احداث هتل تاریخی و سنتی در دست تعمیر و احداث است.

بوزخانا

در روستای کوردش یک دستگاه بوزخانا وجود دارد که بر روی یک تپه مشرف به رودخانه ارس قرار دارد که در زمستان از آب پر می شده و در اثر کولاک رود ارس آب موجود در «بوزخانا» یخ می بسته است و در تابستان استفاده می شده است. این اثر تاریخی نیمه مخروبه است.

شعر و شاعری در کوردشت

کوردشت روستای شاعرخیزی است. میرزا خرم کوردشتی و نوه ایشان میرزاعلی معلم کل مقلب به خاور کوردشتی سرشار قره جه داغی و عندلیب قره جه داغی از شعرای بزرگ آذربایجان هستند که موطن آنها کوردشت می باشد.

میرزا علی معلم کل مقلب به خاور کوردشتی سرشار قرجه داغی و عندلیب قرجه داغی از شعرای بزرگ آذربایجان هستند که موطن آنها کوردشت می باشد.

میرزا خرم متولد 1166 هجری قمری=1131هجری شمسی در روستای کوردشت چشم به جهان گشود و در سال 1241 هجری قمری=1204 هجری شمسی فوت کرده است.

میرزا خرم بهظاهر از وابستگان کاظم خان قرجه داغی است که حاکم وقت قره داغ بوده است.وی مردی عاشق پیشه ،درویش مسلک و خوش مشرب بوده و فن طبابت نیز مهارت داشته است.در تاریخ معروف است که وقتی یکی از بدخواهان کاظم خان به بستر بیماری افتاد و میرزا خرم در صدد معالجه وی برخاست، کاظم خان وی را به شرط کشتن به پیش بیمار فرستاد و خرم به حکم وظیفه طبابت و به مقتضای انسانیت وی را معالجه کرد.کاظم خان از نافرمانی خرم برآشفت و او را مورد عتاب و غضب قرار داده و به مغان و سپس به اهر تبعید نمود.بیت زیر حاکی از ماجرای فوق است:

«گویی که قدح پرکن و کج دار و مریز ،

فرنانبرم و چون کنم و چاره ندارم؟»

همچنین در ابیات زیر ماجرای طبابت و تبعیدی خود را چنین توضیح میدهد:

«ناله به غربت از وطن خویشتن جدا،

ز انسان که نالد از چمنش دور عیندلیب.

خرم خوش آن قلندری و شاعری چو بود،

کردی خراب خانه خود را شدی طبیب.»

 میرزا خرم در اهر ماندگار شده و پس از مدتی به عودت عباس میرزا به کوردشت مراجعت کرده که عباس میرزا به رسم تیول دشتی را به ایشان بخشیده است در حال حاضر در کوردشت این دشت به «میرزا دوزو»(دشت میرزا) معروف است .

میرزا خرم فرزندی به نام میرزا محمد حسین داشته که در اشعارش شعری خطاب به وی چنین گفته است :

«ای تو مرا نور عین صدر محمدحسین،

روی نما کز فراق رفت مرا نور عین،

بود پدر آفتاب و آن دگری مه،چرا،

نور نیندازی ام ولدالنیرین؟»

میرزامحمد نیز دارای فرزندی به نام میرزا علی معلم کل اهری ملقب به میرزا خاور کوردشتی داشته که او نیز شاعر با ذوق و پر قریحه ای بوده است،(ذکر حالش به طور مستقیم بیان خواهد شد) و همچنین فرزندی به نام میرزا خاجه داشته است.

میرزه علی خاور فرزندی به نام میرزا خرم ثانی داشته است که در علم طبابت ید بیضائی داشته است.از ایشان کتابی به نام «تشریح»به یادگار مانده است که در اولش «هذا کتاب تشریح» و در آخرش «خرم ثانی ولد معلم کل اهری 12 محرم 1304 هجری قمری» ذکر شده است. این کتاب  در 342 صحیفه به قطع رقعی وبه زبان فارسی است که با خط خود وی با مرکب سیاه و فصول بندی آن با مرکب سرخ نگاشته شده است.موضوع کتاب علوم پزشکی است  و در آن موضوعاتی از قبیل:معده و بیماری های مختلف آن استخانهای جمجمه ،کلیه و بیماری های آن ،آپاندیس و رحم زنان مورد بحث و برسی قرارگرفته است.میرزه خرم ثانی در اهر به طبابت مشغول بوده است او دارای فرزندی به نام میرزا محمد ثانی بوده است که وی در عنفوان جوانی ازدنیا رفته و فرزندی به نام میرزا احمد خرمی به یادگار گذاشت.همسر وی با شخصی به نام حسین قلی خان یاور (امین مظفر)ازدواج کرد که اقوام خرمی ها از این ماجرا دلگیر گشته که با آنها قطع علاقه نمودند.میرزا احمد خرمی مدتی در تبریز مدیر کل سابق سپاه دانش استان آذربایجان شرقی بوده  و وفات یافته که از احفاد و اولاد وی خبری دردست نیست.میرزا علی «خاور» علاوه بر فرزند پسری به نام خرم دارای دو دختر به نامهای سلطان و بدیرجان داشته است.از بدیرجان اطلاعات دقیقی وجود ندارد ولی فرزند سلطان خانم به نام حاجی میرابوطالب مرتضوی معروف به حاجی ملیک (ملک التجار) در اهر بوده  و دارای دو دختر به نامهای ربابه وسلطان و چهار فرزند پسر به نامهای میرابوالفضل،میرعلی اکبر،میرعلی اصغر،میرکاظم بوده است .از فرزندان وی میرعلی اصغر و ربابه به رحمت به رحمنت ایزدی پیوسته اند و بقیه در قید حیات هستند.میرابوالفضل مرتضوی اکنون در اهر سکونت داشته و به کار وکالت دادگستری مشغول هستند.فردی فرهنگی ،آگاه و مطلع می باشند. میرعلی اکبر  کارمند بازنشسته اداره بهداری هستند.سلطان خانم در تهران هستند و دارای هفت فرزند هستند که دوتن از پسرانشان در دفاع مقدس به نامهای محمدتقی و مهدی سرداری به درجه رفیع ضهادت نائل گشته اند. بقیه فرزندانشان به نامهای علیرضا، زین العابدین، محمد صادق، زهرا و مهری سرداری در قید حیات هستند.

نؤه دختری میرزاعلی معلم کل اهری به نام میرابوالفضل مرتضوی که اکنون هفتاد ساله است. در شهرستان اهر در قید حیات است و وکیل دادگستری می باشند. برادر وی نیز به نام میرعلی اکبر مرتضوی کارمند بازنشسته وزارت بهداری در تبریز ساکن است. فرزند میرابوالفضل مرتضوی در تبریز به نام مهندس عباس مرتضوی در شرکت گاز مشغول است و پسر میرعلی اکبر در تبریز دندان پزشک هستند.

میرزا خرم دیوانش را در سن هفتاد سالگی به سال 1236 هجری قمری تنظیم نموده و در مقدمه دیوانش بدین نکته اشاره کرده است:

«... بر صفحه صحیفه خواطر ارباب بصیرت و اصحاب معرفت مرتسم می نماید که حقیر را از عنفوان شباب تا به این تاریخ که هجرت نبوی سلام الله علیه به هزار و دویست و سی و شش رسیده و مستعجل عمر عزیز به هفتاد مرحله از مراحل زندگانی دویده، پاره قصاید و غزلیات و رباعیات و مراثی و قطعات مشتمله بر تواریخ متوفات اعزه و نجبای ولایت از خاطر فاطر به عرصه ظهور خرامیده بود. هر چندی را از هر جنس آنها در پارچه کاغذی نوشته....» سپس علاوه می کند که در این ایام که حکومت ولایت قراجه داغ به فرمان قالع اصول الفجره و قاطع راوس (روسها) منحوس الکفره، حامی بیضه اسلام، حافظ ثغورالمسلمین من فتن الایام یعنی عباس میرزا به امیرخان قاجار محول گشته و ایام تشویش و نگرانی بسر آمده است، فلذا اوراق پریشان را در دیوانی تألیف نمودم.

غزلیات میرزاخرم در سال 1307 هـ ق با دیوان مظهر خویی توأمان در یک جلد و با خط نستعلیق زیبا چاپ (سنگی) گردیده است. نسخه خطی دیوان که به خط خود میرزاخرم کتابت شده است در کتابخانه ملی تبریز فوند مرحوم نخجوانی به شماره 2616 موجود می باشد. با توجه به نکته ای که شاعر در مقدمه دیوان بیان کرده است مجوعه اشعار شاعر در قالب قصاید، غزلیات، رباعیات، مراثی و قطعات بوده است. ولی متأسفانه فقط غزلیات و ترجیح بند شاعر در نسخه خطی و تنها غزلیات شاعر در چاپ سنگی موجود است. حقیر علیرغم تلاش زیاد ، از دیگر اشعار شاعر نتوانستم اطلاعی بدست آورم. با این حساب اشعار مراثی، قطعات و رباعیات شاعر و احتمالاً اشعار ترکی شاععر مفقود گردیده است.

شایان توجه است که علیرغم اینکه میرزاخرم (1241-1166 هـ ق) تقریباً با سیدابوالقاسم نباتی (1268-1215 هـ ق) هم عصر بوده اند، ولی هیچ نشانه ای از ارتباط دو شاعر هم عصر و هم ولایت در اشعار هیچ وجود ندارد و ظاهراً این دو شاعر از هم بیگانه بوده اند. ذکر این نکته نیز خالی از لطف نیست که هنوز دقیقاً مشخص نیست که سیدابوالقاسم نباتی در شعر: «نه خوشلاییب "خانیم" بیلمم – خراب کوردشتی، کوردشتی»  از "خانیم" چه منظوری داشته است. آیا منظور خانم خودش بوده و یا منظور "خان" منطقه بوده است و یا منظور از "خان" میرزاخرم است؟

در حالی که نباتی با شاعران اوردوباد مثل سالک و قدسی و نندی که در اوردوباد بسر می بردند، مکاتبات داشته است.

میرزاخرم شاعر سختکوش و دردمندی است. دوری از وطن در روح شاعر تأثیر زیادی گذاشته است. در تمام اشعارش این تأثیر  هویدا است و همیشه چون عندلیب دور از چمنش نالیده است:

«تا شرح درد خویش کنم همزبان کجاست، افکند غم ز پای مرا غمگسار کو؟

کوکو زنم چو  فاخته، نالم چو عندلیب،  کان نازنین سروقد و گل عذار کو؟

واحسرتا که یار و دیارم ز یاد رفت، دیدار یار من به کجا شد، دیار کو؟

خرم مرا زیارت دیدار آن صنم، بسیار آرزوست، ولی اختیار کو؟»



صفحه قبل 1 2 3 4 5 ... 60 صفحه بعد